سالها پیش، وقتی اینترنت تازه به خونهها راه پیدا کرده بود، اتصال به دنیای مجازی خودش یه مراسم بود: روشن کردن کامپیوتر بزرگ و سنگین، گوش دادن به صدای عجیب مودم دایلآپ که مثل موسیقی ورودی به دنیای تازهای بود. صفحهها کند باز میشدن، اما هر لحظه پر از هیجان بود. خبری از فیلتر و الگوریتم نبود—همه چیز بکر و بیپیرایه بود.
وبلاگنویسی مثل نوشتن یه نامهی عاشقانه به دنیا بود، تو یاهو مسنجر با آیدیهایی مثل “cool_girl_92” و “dark_soul_85” دوست پیدا میکردیم. هر شکلک زردرنگ معنی خاصی داشت، و هر چت یه قصه. مردم برای هم وقت میذاشتن، حرفها سادهتر و صمیمیتر بودن. نه پست بود، نه لایک، فقط خودِ آدمها بودن.
زندگی یه حس «با هم بودن» داشت. حتی اگه سرعت اینترنت کم بود، دلها تندتر میتپید. صداها رو بیشتر میشنیدیم، تصویرها رو تو ذهنمون نقاشی میکردیم
Posted in تکنولوژی